تاریخ بارگذاری : 1391/02/23 زمان : 09':58''
بازدید : 2044 7 0

تفسیر آیه 61  سوره آل عمران و بحث در مورد آیه مباهله و نقل فضایل و مناقب مولا امیر المومنین  حضرت علی (ع) در این آیه شریفه ..... ادامه بحث در برنامه شمس الضحی با حضور حجت السلام دکتر رفعتی نائینی از شبکه ولایت

امام علی علیه السلام معارف علوی شهادت حضرت علی(ع) رفعتی نایینی، عباس آیه مباهله اخ رسول الله ( ص ) فضایل امام علی ( ع )

[ سه‌شنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٦ ] [ ٧:٠٥ ‎ق.ظ ] [ محمود جانقربانی ]

[ نظرات () ]

حقیقت ناب

 

زمین و زمان، چشم به عظمتشان دوخته است و مبهوت بزرگی جان‌هایی است که هستی از ادراک آن ناتوان است.

نمی‌دانیم معنای ایمانِ خالصِ این خاندان چیست که خدا به سبب عظمت ایمانشان، دعوت به مباهله می‌کند.

عالمان مسیحی هم درمانده‌اند؛ تنها تکاپوی غریبی در عالم می‌بینند که آماده‌اند هر لحظه که اشاره نمایند، استجابت کنند.

چشم‌ها تنها ارواح پاکی را می‌بینند که جسم خاکی بر زمین دارند و خیال می‌کنند این مرد یعنی محمدصلی‌الله‌علیه‌و‌آله، و آن یکی یعنی علی علیه‌السلام، و آنها هم فاطمه علیهاالسلام و حسن و حسین علیه‌السلام!

اما چه کسی جز خدا بر حقیقت وجود و ظرفیت ارواحشان آگاه است؟

این خاندان پاک، تا کجای تقرب الهی پیش رفته‌اند که خدا به دعای آنها، آزمون بندگی بر پا می‌کند و حقیقت کفر و ایمان را عیان می‌سازد؟!

آیه مباهله را مرور کن و بار دیگر ردّ نشانه‌ها را بگیر. بر واژه «انفسنا» چشم بدوز و با خود بگو: «علی جان پیامبر است یعنی چه؟»

چه کسی می‌تواند به منزله جان رسول خدا باشد؟ جز این است که باید تمام ارکان وجودش و تمام ذرات هستی‌اش، با پیامبر یکی شده باشد؟!

در این میان، تنها خطِ فاصلِ میان‌شان نبوت محمدصلی‌الله‌علیه‌و‌آله و ولایت علی علیه‌السلام است.

علی علیه‌السلام، محمدصلی‌الله‌علیه‌و‌آله است، منهای نبوت و این یعنای بزرگ‌ترین شرف علی علیه‌السلام که نمی‌شود از آن چشم فرو بست!

به قلم: فاطره ذبیح زاده

 


درس‌هایی از واقعه مباهله

. از آن‌جا که مباهله، به‌عنوان آخرین حربه پیامبر، پس از اثر نکردن منطق و استدلال مورد استفاده قرار گرفته، بنابراین منظور آن ظاهر شدن اثر خارجی نفرین است؛ نه یک نفرین ساده بی‌اثر.

. آیه مباهله، مقام نبوت و رسالت پیامبر را هم به روشنی اثبات می‌کند؛ زیرا کسانی که حاضر نشدند با او مباهله کنند، یقین کردند که او فرستاده خداست.

. مباهله، روشنگر این است که حضرت عیسی علیه‌السلام، رسول و پیامبر خداست؛ نه فرزند خدا؛ عابد است و نه معبود؛ مخلوق است و نه خالق.

. زن و مرد، در مسئله دین و دیانت دوشادوش همدیگر هستند (ابناءنا، نساءنا و انفسنا در آیه مباهله اشاره به این مسئله دارد).

. در دعا کردن آنچه مهم است، انگیزه‌ها و شخصیت‌هاست؛ نه تعداد (گروه مباهله‌کننده پنج نفر بیش‌تر نبودند).

. علی بن ابی‌طالب، جانِ رسول خداست. (انفسنا)

. استدلال منطقی آوردن، اولین راه برای بحث با دیگران است.

. آخرین برگ برنده مؤمن واقعی، دعاست.

. استدلال را باید پاسخ داد؛ ولی مجادله و لجاجت را باید سرکوب کرد.

. اگر شما محکم بایستید، دشمن به دلیل باطل بودنش، عقب‌نشینی می‌کند.

. قوام و اساس دین اسلام به خاطر همین پنج نفر است؛ وگرنه پیامبر می‌توانست شخصاً نفرین کند و اهل بیتش را با خودش نیاورد. ولی این قضیه نشان داد که اهل بیت پیامبر، هم‌گام و همراه او برای رسیدن به حق هستند و همواره آماده استقبال از مرگ‌اند.

 

[ سه‌شنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٦ ] [ ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ ] [ محمود جانقربانی ]

[ نظرات () ]

 

 


همان‌طور که اطلاع دارید، نامه رهبر معظم انقلاب خطاب به جوانان اروپایی و امریکای شمالی(بخوانید همه جوانان دنیا) منتشر شد و حتی صرف انتشار این نامه توسط تعداد نسبتاً محدودی سایت و اکانت شبکه‌های اجتماعی، بازتاب گسترده‌ای در بین خبرگزاری‌ها و رسانه‌های بین المللی به همراه داشت.


letter4u

 وبلاگ «جنبش letter4u؛ چگونه نامه رهبر انقلاب به جوانان اروپا و آمریکای شمالی را در سراسر دنیا منتشر کنیم؟» - که khamenei.ir آن را معرفی کرده است - در ادامه این مطلب می‌افزاید:

این نامه و موجی که مستقیماً توسط رهبر عزیزمان ایجاد شده است، فرصت استثنایی و بی نظیری است تا ما به عنوان سربازان این جبهه فرهنگی به تکلیف خود جهت صدور اسلام و انقلاب اسلامی به سراسر دنیا و بیداری اذهان جوانان سایر کشورها عمل کنیم و همان‌طور که پدران و مادران مان در ایجاد انقلاب اسلامی ایران نقش ایفا کردند، ما هم در ایجاد انقلاب جهانی که در محدوده ی ذهن و فکر افراد رخ خواهد داد، به وظیفه خود عمل کنیم.

شاید شما هم جزء کسانی باشید که به زبان‌های انگلیسی و فرانسوی و... تسلط ندارید اما قصد دارید در این جنبش بزرگ، حضور داشته باشید و سهم خود را از این سفره ی اخروی بردارید؛ اگر این طور است، راهکارهایی را به شما پیشنهاد می‌کنم.

این نامه و موجی که مستقیماً توسط رهبر عزیزمان ایجاد شده است، فرصت استثنایی و بی نظیری است تا ما به عنوان سربازان این جبهه فرهنگی به تکلیف خود جهت صدور اسلام و انقلاب اسلامی به سراسر دنیا و بیداری اذهان جوانان سایر کشورها عمل کنیم

اما قبل از شروع توضیحات اصلی، نکته‌ای ضروری را باید در ذهن تان در هر لحظه به یاد داشته باشید:

وظیفه اصلی ما در این مورد، رساندن یک پیام به گوش جوانان سراسر جهان است: "شخصی برای تو، پیامی نوشته است"! این اصلی‌ترین پیامی است که باید به گوش مخاطبین خارجی این نامه برسد؛ در واقع اصل نامه، در مراحل بعد قرار دارد و مرحله ی اول وظیفه ما، رساندن این خبر که «خبری وجود دارد» است؛ در مراحل بعد، باید بر روی جزئیات این «خبر» کار کرد که ان شاءالله بعد از اجرای مرحله ی اول کار، در مورد ادامه جریان سازی ها هم راهکارهایی را پیشنهاد خواهم کرد.

پس در حال حاضر، همه توان خود را معطوف به همین مسئله می‌کنیم.

[ دوشنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩٤ ] [ ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ ] [ محمود جانقربانی ]

[ نظرات () ]

نامه آقا

 

 نامه رهبر معظم انقلاب به جوانان اروپا و آمریکا هر روز بین مخاطبان اصلی‌اش دست به دست می‌شود.

 

نامه رهبر معظم انقلاب به جوانان اروپا و آمریکا هر روز بین مخاطبان اصلی‌اش دست به دست می‌شود.

ویدئوی زیر شامل واکنش بخشی از جوانان اروپایی و آمریکایی به نامه رهبر معظم انقلاب است.

 

 

 

[ شنبه ۳٠ خرداد ۱۳٩٤ ] [ ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ ] [ محمود جانقربانی ]

[ نظرات () ]

رهبر انقلاب امام خامنه‌ای


 در پی حوادث اخیر فرانسه و وقایع مشابه، رهبر معظم انقلاب اسلامی پیام مهمی خطاب به جوانان اروپا و آمریکای شمالی صادر کردند.

 در پی حوادث اخیر فرانسه و وقایع مشابه، رهبر معظم انقلاب اسلامی پیام مهمی خطاب به جوانان اروپا و آمریکای شمالی صادر کردند.

رسانه‌های جهان به انعکاس این نامه پرداختند.

خبرگزاری فرانسه نوشت رهبر معظم ایران از جوانان غرب خواست تا اسلام را مطالعه کنند و « در واکنش به سیل پیش‌داوری‌ها و تبلیغات منفی، سعی کنید شناختی مستقیم و بی‌واسطه از این دین به دست آورید.»

نشریه فارین پالیسی نوشت رهبر ایران در نامه‌ای سرگشاده و غیر منتظره به جوانان اروپا و آمریکا اظهار داشت: اصرار نمی‌کنم که برداشت من یا هر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید بلکه می‌گویم اجازه ندهید این واقعیت پویا و اثرگذار در دنیای امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود.

شبکه بلومبرگ نوشت آیت الله خامنه ای رهبر ایران از جوانان غرب خواست درباره اسلام پیش داوری نکنند.

شبکه المیادین: آیت الله خامنه‌ای جوانان غربی را به شناخت اسلام از منابع اصلی دعوت کرد.

صدای روسیه گزارش داد رهبر معظم انقلاب ایران در نامه ای سرگشاده جوانان اروپا و آمریکای غربی را دعوت کرد تا اسلام را بشناسند و گفت غرب به دنبال هراس افکنی و نفرت پراکنی علیه اسلام است.

نیویورک مگزین نوشت رهبر ایران از جوانان غرب خواست تا با ذهن باز درباره اسلام تفکر کنند وی در نامه‌ای سرگشاده نوشت: از شما می‌خواهم اجازه ندهید با چهره‌پردازی‌های موهن و سخیف، بین شما و واقعیت، سد عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بیطرفانه را از شما سلب کنند.

بی بی سی در بازتاب نامه مهم مقام معظم رهبری نوشت: رهبر جمهوری اسلامی از جوانان غربی خواسته است برای آشنایی با اسلام مستقیما به قرآن و زندگی پیغمبر اسلام مراجعه کنند.

این شبکه خبری دولتی انگلیس در بخش دیگری از گزارش مربوط به نامه رهبر فرزانه انقلاب به به جوانان اروپا و آمریکای شمالی آورده است: رهبر جمهوری اسلامی خواسته است تا جوانان غربی، با استفاده از امکان دسترسی به اطلاعات، در صدد کشف واقعیت برآیند و گفته است"امروز که ابزارهای ارتباطاتی، مرزهای جغرافیایی را شکسته است، اجازه ندهید شما را در مرزهای ساختگی محصور کنند."

همچنین نامه سرگشاده امام خامنه‌ای بازتاب گسترده ای در شبکه های اجتماعی داشته است.

انتهای پیام/

[ یکشنبه ۱٠ خرداد ۱۳٩٤ ] [ ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ ] [ محمود جانقربانی ]

[ نظرات () ]



استکبار، معنای وسیعی دارد. در قرآن هم، شاخه ها و مشتقات استکبار، مکرر به کار رفته است. خود کلمه ی استکبار هم، در قرآن به کار رفته است. به نظر می رسد که استکبار، غیر از تکبر است. شاید این طور بشود گفت که تکبر، بیشتر به یک صفت قلبی و روحی اشاره می کند؛ یعنی انسان خودرا برتر از دیگران بداند و بگیرد. استکبار، بیشتر به جنبه ی عملیتکبر توجه دارد. یعنی کسی که کبر می ورزد و خود را بالاتر از دیگران می داند، دررفتار خود با دیگران هم، طور کار راسازماندهی می کند که ایندتکبر، درعمل مشخص و واضح می شود؛ دیگران را حقیر می کند، به دیگرن اهانت می کند، در کار دیگران دخالت می کند و برای دیگران، به عنوان تصمیم گیرنده ظاهر می شود.
این، معنای استکبار است که در آیه ی کریمه ی قرآن هم، آن جایی که درباره ی مستکبران سخن می گوید، می فرماید: «فلما جاءهم نذیر ما زادهم إلا نفورااستکبارا فی الارض و مکر السیی».(1) یعنی در مقابل پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و حرف حق، استکبار ورزیدند. نگفتند ما بالاتریم؛ بلکه این بالاتر بودن را، این بیشتر حق داشتن یا برای خود، حق بیشتری قائل بودن را، در عمل سازماندهی کردند؛ یعنی همان جنگ های طولانی و تمام نشدنی جبهه ی کفر وعناد و طغیان، با جبهه ی پیام حق معنویت و نور وهدایت. استکبار، یعنی این. (2)
معنای استکبار جهانی این است که دولت ها و قدرت هایی در دنیا هستند که نسبت به ملت های دیگر، با برخورد استکباری مواجه می شوند؛ ثروت آن ها را می برند، در حکومت های آن ها دخالت می کنند، در سیاست های آن ها اعمال نظر می کنند و آن ها را به این سمت و آن سمت می کشانند. این استکبار بین المللی است. همان چیزی که در قرن هجدهم و نوزدهم، با استعمار شروع شد وبعد در قرن بیستم به استعمار نوین مبدل شد و امروز، یا در دوران اوج قدرت های استکباری، به شکل استکبار جهانی درآمد؛ که دنیا را بین دو قطب و دو قدرت تقسیم کرده بودند. هر کدام یک جور ملتی را می دوشیدند و در پنجه ی خود می فشردند.
امروز چیزی که اضافه شده است -که استبداد بین المللی مناسب آن است- عبارت است از این که قدرت های مستکبر جهانی و در رأس آن ها قدرت ایالات متحده ی آمریکا برای ملت های دیگر، حق حرف زدن و اظهار نظر کردن هم قائل نیستند؛ هر کاری که برای سیاست خودشان مفید و لازم بدانند ولو به ضرر ملتی یا ملت هایی باشد انجام می دهند... یعنی یک طرف، فشار یک عده قدرتمند است که اگر درصد مسئله هم با هم اختلاف دارند، در تقسیم دنیا به مناطق نفوذ و فشار آوردن بر اکثریت مردم عالم، یک دست هستند و با هم اختلافی ندارند. اگر در تقسیم منابع غارت زده ی جهان سوم یا کشورهای فقیر، با هم درگیری دارند که دارند اما در اصل غارت منابع و فشار بر روی دلت هایی که مقاومت کنند، با هم هیچ اختلافی ندارند! (3)1383/4/1


ادامه مطلب

[ چهارشنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩۳ ] [ ٦:٢۳ ‎ب.ظ ] [ محمود جانقربانی ]

[ نظرات () ]

نامه رهبر معظم انقلاب به جوانان اروپا و آمریکای شمالی در پی حوادث اخیر فرانسه:
درباره‌ انگیزه‌های سیاه‌نمایی گسترده علیه اسلام کاوش کنید/ لزوم شناخت مستقیم و بی‌واسطه از دین اسلام (۱۳۹۳/۱۱/۰۲ - ۱۰:۴۷)
در پی حوادث اخیر فرانسه و انتشار تصاویر توهین آمیز به مقدسات اسلامی در یک نشریه فرانسوی، و تشدید جریان ضد اسلامی و اسلام هراسی از سوی مقامات و رسانه‌های غربی، حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، نامه مهمی خطاب به جوانان در اروپا و امریکای شمالی مرقوم کردند. این نامه به زبان انگلیسی منتشر شد و متن ترجمه فارسی آن به شرح زیر است:

بسم‌ الله الرّحمن الرّحیم

به عموم جوانان در اروپا و امریکای شمالی
حوادث اخیر در فرانسه و وقایع مشابه در برخی دیگر از کشورهای غربی مرا متقاعد کرد که درباره‌ی آنها مستقیماً با شما سخن بگویم. من شما جوانان را مخاطب خود قرار میدهم؛ نه به این علّت که پدران و مادران شما را ندیده می‌انگارم، بلکه به این سبب که آینده‌ی ملّت و سرزمینتان را در دستان شما میبینم و نیز حسّ حقیقت‌جویی را در قلبهای شما زنده‌تر و هوشیارتر می‌یابم. همچنین در این نوشته به سیاستمداران و دولتمردان شما خطاب نمیکنم، چون معتقدم که آنان آگاهانه راه سیاست را از مسیر صداقت و درستی جدا کرده‌اند.
سخن من با شما درباره‌ی اسلام است و به‌طور خاص، درباره‌ی تصویر و چهره‌ای که از اسلام به شما ارائه میگردد. از دو دهه پیش به این سو ــ یعنی تقریباً پس از فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی ــ تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا این دین بزرگ، در جایگاه دشمنی ترسناک نشانده شود. تحریک احساس رعب و نفرت و بهره‌گیری از آن، متأسّفانه سابقه‌ای طولانی در تاریخ سیاسی غرب دارد. من در اینجا نمیخواهم به «هراس‌های» گوناگونی که تاکنون به ملّتهای غربی القاء شده است، بپردازم. شما خود با مروری کوتاه بر مطالعات انتقادی اخیر پیرامون تاریخ، می‌بینید که در تاریخنگاری‌های جدید، رفتارهای غیر صادقانه و مزوّرانه‌ی دولتهای غربی با دیگر ملّتها و فرهنگهای جهان نکوهش شده است. تاریخ اروپا و امریکا از برده‌داری شرمسار است، از دوره‌ی استعمار سرافکنده است، از ستم بر رنگین‌پوستان و غیر مسیحیان خجل است؛ محقّقین و مورّخین شما از خونریزی‌هایی که به نام مذهب بین کاتولیک و پروتستان و یا به اسم ملیّت و قومیّت در جنگهای اوّل و دوّم جهانی صورت گرفته، عمیقاً ابراز سرافکندگی میکنند.
این به‌خودی‌خود جای تحسین دارد و هدف من نیز از بازگوکردن بخشی از این فهرست بلند، سرزنش تاریخ نیست، بلکه از شما میخواهم از روشنفکران خود بپرسید چرا وجدان عمومی در غرب باید همیشه با تأخیری چند ده ساله و گاهی چند صد ساله بیدار و آگاه شود؟ چرا بازنگری در وجدان جمعی، باید معطوف به گذشته‌های دور باشد نه مسائل روز؟ چرا در موضوع مهمّی همچون شیوه‌ی برخورد با فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی، از شکل‌گیری آگاهی عمومی جلوگیری میشود؟
شما بخوبی میدانید که تحقیر و ایجاد نفرت و ترس موهوم از «دیگری»، زمینه‌ی مشترک تمام آن سودجویی‌های ستمگرانه بوده است. اکنون من میخواهم از خود بپرسید که چرا سیاست قدیمی هراس‌افکنی و نفرت‌پراکنی، این‌بار با شدّتی بی‌سابقه، اسلام و مسلمانان را هدف گرفته است؟ چرا ساختار قدرت در جهان امروز مایل است تفکر اسلامی در حاشیه و انفعال قرار گیرد؟ مگر چه معانی و ارزشهایی در اسلام، مزاحم برنامه‌ی قدرتهای بزرگ است و چه منافعی در سایه‌ی تصویرسازی غلط از اسلام، تأمین میگردد؟ پس خواسته‌ی اوّل من این است که درباره‌ی انگیزه‌های این سیاه‌نمایی گسترده علیه اسلام پرسش و کاوش کنید.
خواسته‌ی دوم من این است که در واکنش به سیل پیشداوری‌ها و تبلیغات منفی، سعی کنید شناختی مستقیم و بی‌واسطه از این دین به دست آورید. منطق سلیم اقتضاء میکند که لااقل بدانید آنچه شما را از آن میگریزانند و میترسانند، چیست و چه ماهیّتی دارد. من اصرار نمیکنم که برداشت من یا هر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید بلکه میگویم اجازه ندهید این واقعیّت پویا و اثرگذار در دنیای امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود. اجازه ندهید ریاکارانه، تروریست‌های تحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند. اسلام را از طریق منابع اصیل و مآخذ دست اوّل آن بشناسید. با اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلّم) آشنا شوید. من در اینجا مایلم بپرسم آیا تاکنون خود مستقیماً به قرآن مسلمانان مراجعه کرده‌اید؟ آیا تعالیم پیامبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و آموزه‌های انسانی و اخلاقی او را مطالعه کرده‌اید؟ آیا تاکنون به جز رسانه‌ها، پیام اسلام را از منبع دیگری دریافت کرده‌اید؟ آیا هرگز از خود پرسیده‌اید که همین اسلام، چگونه و بر مبنای چه ارزشهایی طیّ قرون متمادی، بزرگترین تمدّن علمی و فکری جهان را پرورش داد و برترین دانشمندان و متفکّران را تربیت کرد؟
من از شما میخواهم اجازه ندهید با چهره‌پردازی‌های موهن و سخیف، بین شما و واقعیّت، سدّ عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بیطرفانه را از شما سلب کنند. امروز که ابزارهای ارتباطاتی، مرزهای جغرافیایی را شکسته است، اجازه ندهید شما را در مرزهای ساختگی و ذهنی محصور کنند. اگر چه هیچکس به‌صورت فردی نمیتواند شکافهای ایجاد شده را پر کند، امّا هر یک از شما میتواند به قصد روشنگریِ خود و محیط پیرامونش، پلی از اندیشه و انصاف بر روی آن شکافها بسازد. این چالش از پیش طراحی شده بین اسلام و شما جوانان، اگر چه ناگوار است امّا میتواند پرسش‌های جدیدی را در ذهن کنجکاو و جستجوگر شما ایجاد کند. تلاش در جهت یافتن پاسخ این پرسش‌ها، فرصت مغتنمی را برای کشف حقیقت‌های نو پیش روی شما قرار میدهد. بنابراین، این فرصت را برای فهم صحیح و درک بدون پیشداوری از اسلام از دست ندهید تا شاید به یمن مسئولیّت‌پذیری شما در قبال حقیقت، آیندگان این برهه از تاریخ تعامل غرب با اسلام را با آزردگی کمتر و وجدانی آسوده‌تر به نگارش درآورند.

سیّدعلی خامنه‌ای
1/بهمن/1393

 

[ پنجشنبه ۱٦ بهمن ۱۳٩۳ ] [ ۳:٢٥ ‎ب.ظ ] [ محمود جانقربانی ]

[ نظرات () ]

 

ازشب قبل دلشوره شدیدی  داشتم نمی دونم چرا شاید به خاطر حوادث روزهای گذشته بود شایدم به خاطر این بود که روز عاشوراست ، بعد از خوردن صبحانه به سمت خ جمهوری حرکت کردم قرار بود پول نذری روکه توکشوی مغازه بود روبه هئیت که ظهر برای مراسم عزاداری نذر داشت  برسونم در بین راه کمتر مغازه ای باز بود سکوت وغم غریبی در شهر حاکم بود گویی شهر لباس سیاه برتن کرده بود به مغازه رسیدم وکرکره  ی مغازه روتانیمه باز کردم داخل شدم پول نذری رو از داخل کشو برداشتم ووزیر پیراهنم گذاشتم واومدم بیرون وکرکررو پائین کشیدم  قفل مغازرو انداختم می خواستم حرکت کنم که صداهایی نظرم رو جلب کرد دیدم  عده ای با ماسک های سبز باسر دادن شعار به هئیت های عزاداری ومردم عزادار حمله وبی احترامی می کنند وهئیت هارو به آتش می کشند انگارکه قسمتی از عاشورا تکرارشده بود،  دودوآتش  همه جارو گرفته بود توفکر بودم که دلهره دیشبم بیجا نبوده که ناگهان بک سنگ به پیشونیم اصابت کرد روی زمین نشستم وخودم رو به کنار خیابون کشوندم چند نفری به سمت من می  دویدند دستی به زیر پیرهنم زدم تواون لحظه فقط فکر پول های نذری هئیت بودم اون چند نفر به محض رسیدن ،من رو به باد کتک گرفتن تا همینجاش رو یادم می یاد  تااینکه چشمام رو بازکردم دیدم تو بیمارستانم وحامد بالای سرمه ازجام بلند شدم واولین چیزی که گفتم این بود که پول های نذری چی شد ؟

حامد دستش رو رو ی شونم گذاشت و گفت :آروم  عباس، نگران نباش پول ها جاش امنه بچه ها به موقع رسوندندش به هئیت تواستراحت کن .

نفس راحتی کشیدم .

حامد گفت که: اون روز من رو به خاطر ضربه ای که به سرم خورده بو دبیهوش شده بودم وحامد ومنصور که دراون نزدیکی ها ودر  تجمع عزادارا بودن من رو به بیمارستان بردن وبعد منصور پول نذری رو به هئیت می رسونه وگفت که: اون عزادارای هئیت ومحله با پیوستن به خیل عزاداران حسینی، آشوب هارو سرنگون کردند، از اون حادثه به بعددیگه تومحرم وعاشورا دلهره برپایی مراسم عزاداری رو ندارم و فهمیدم که پرچم عزاداری امام حسین (ع)وعاشورای حسینی در هر شرایطی بر پا می شه حتی اگر سنگ از آسمون بباره  واینکه چه ما باشیم وچه نباشیم این پرچم زمین نمی مونه/./

[ یکشنبه ٧ دی ۱۳٩۳ ] [ ٧:۳٠ ‎ب.ظ ] [ محمود جانقربانی ]

[ نظرات () ]

ابزار هدایت به بالای صفحه