[ دوشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸٩ ] [ ۱:۱٤ ‎ق.ظ ] [ محمود جانقربانی ]

[ نظرات () ]

حجت‌الاسلام والمسلمین میرباقری
مهاجرت وجود مقدس امام رضا(ع) به ایران، حاوی مسایل مهمی است که توجه به آنها دید تاریخی ژرفی به ما میدهد. اول این‌که این هجرت، کاملاً آگاهانه بود و  حضرت (ع) میدانستند که آثار هجرتشان چیست و چه پیامدی خواهد داشت! و آن‌چه ما می‏بینیم تنها گوشه‏ای از آن چیزی است که امام رضا (ع) می‏دیدند و تا زمان ظهور اتفاق خواهد افتاد!

یکی از نمونه‌‏های آثار مهاجرت امام رضا(ع)، جابه‏جایی مرز جغرافیای شیعه است. وقتی حضرت(ع) به ایران تشریف آوردند تشیع را با خود جابجا کردند و شیعه دارای کانون جغرافیایی گردید. امّتی که در یک نقطه تمرکز جغرافیایی ندارد، بسیاری از امکانات اجتماعی را از دست می‌دهد؛ این هجرت غالب شیعیان را در ایران متمرکز کرد. در ادامه کم‌کم با فروپاشی عبّاسیان، دولت پادشاهی شیعی با زمام‌داری صفویه آغاز شد. بنابراین، شیعه به نقطه‌ای رسید که از فرهنگ مدوّن، کانون جغرافیایی مقتدر و روحانیّت متمرکز برخوردار شد. سپس حرکتی اجتماعی برای بنیان‌گذاری دولت دینی و حاکمیت شکل گرفت که در نهایت نیز به وسیله مرجعی مورد وفاق هم‌چون امام خمینی (ره)، به سرانجام رسید و شیعه، نظام پیدا کرد. اکنون در این مرحله از تاریخ می‌توان ادّعا کرد که جریان تشیّع، جریانِ هدایت شده است: «انا غیرمهملین لمراعاتکم و لاناسین لذکرکم و لولا ذلک لنزل بکم اللأواء و اصطلکم الاعداء» .

این‌که در مهاجرت به طرف امام رضا (ع) بسیار تأکید شده است و در زمره هدایت‌های تاریخی است؛ باید در همین راستا تحلیل و تبیین شود.

از سوی دیگر، بر اساس برخی نقل‏ها، امام رضا(ع) بعد از هجرت خودشان امام‌زادگان را نیز دعوت کردند؛ یعنی هجرت امام‌زاده‏ها، ادامه مهاجرت امام رضا(ع) است. جامعه‌ی شیعه و فرهنگ تشیع، گرد امام‌زاده‏ها شکل می‏گیرد. این همان چیزی است که برخی در بحث جامعه‏شناسی، هنگام مطالعه جامعه‏های شیعی اذعان می‌کنند که «جوامع شیعی جوامعی هستند که گرد امام‌زاده‏هایشان شکل گرفته‌اند و فرهنگ و هویت آنها متأثر از امام‌زاده‏هاست»! در دورترین روستاهای ایران امام‌زاده‏هایی وجود دارد که اصلاً دین مردم آن روستاها به آن اما‌م‌زاده بستگی دارد؛ و اگر این امام‌زاده‌ها نبودند تاریخ دین‌داری مردم عوض میشد. در واقع، محور حفظ تشیع، همین امام‌زاده‏ها هستند و فرهنگ شیعی چه در گذشته و چه در حال، به وسیله آنها حفظ می‏شود. اگر آدمی در دوره کهن‌سالی و میان‏سالی هم باشد، چنانچه رگه‏هایی از محبت این امام‌زاده‏ها در روحش نقش بسته باشد، نمی‏تواند از آنها جدا شود. به هر ترتیب، این امر نیز، یکی از آثار هجرت امام رضا (ع) بوده که اثر عمیقی بر فرهنگ جامعه ما بر جای گذشته است.

تلقی ما در خصوص هجرت حضرت معصومه (س) نیز نباید تلقی منفعلانه‌ای باشد؛ مثل این‌که گفته شود: ایشان برای برادرشان دلتنگ شده بودند و به قصد دیدار برادر هجرت کردند ولی در بین راه مریض شده و رحلت فرمودند و موفق به دیدار برادر نشدند! البته این هم امر مهمی است ولی هدف از این هجرت را هم باید بیش از این مطلب، تفسیر کرد. حرکت ایشان را هم باید یک حرکت آگاهانه، از سر یک بصیرت و احتمالاً با یک برنامه‏ریزی دقیق تاریخی دانست؛ حضرت معصومه(س) می‏آیند و در قم مدفون می‏شوند تا اتفاقات خاصی را رقم بزنند. گرچه این کار برای ایشان سخت و سنگین است ولی با آمدن خودشان، به جابه‌جایی در قطب معنویت کمک کرده‏اند. آمدن ایشان به قم منشأ پیدایش خیرات عظیمی در عالم بوده است؛ یعنی همان‌گونه که آمدن امام رضا(ع) به ایران یک جابه‌جایی در جغرافیای عالم اسلام به وجود آورده، تشیع به ایران منتقل شده و محور خاصی پیدا کرده و از این‌جا به دنیا منتشر می‌شود، حضور حضرت معصومه(س) در قم هم، تحولات عظیمی را با خود به همراه آورد است و آن حضرت(س) در حرکت خود همه این عواقب را می‏دیده‌اند.

البته ممکن است این جریانات تصادفی به نظر بیاید، ولی انسان بصیر و دارای فلسفه تاریخ اسلامی، دقیقاً یک جریان رو به پیش را مشاهده می‌کند، تا جایی که امروزه می‌بینیم اسلام شیعی که اسلام ناب است، به یکی از قطب‌های فرهنگی مهم و به یکی از کانون‌های تأثیرگذار در فرهنگ جهان تبدیل شده است، به طوری که فرهنگ جهانی از  شیعه الهام می‌گیرد. دشمنان نیز مستقیم و غیرمستقیم به این واقعیت اقرار می‌کنند. می‌بینید وقتی رئیس جمهور ما به کشورهای آفریقایی می‌رود، بیش از شخصیت‌های سیاسی خودشان از او استقبال می‌کنند! این امر را نمی‌توان صرفاً یک جوشش سیاسی دانست، بلکه یک جوشش عمیق معنوی است که گاهی چهره‌ی سیاسی به خود می‌گیرد. این جوشش عمیق و متراکم معنوی که از ایران بر می‌خیزد از مدیریت تاریخی اهل بیت عصمت و طهارت (ع) جان می‌گیرد.

[ دوشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ ] [ محمود جانقربانی ]

[ نظرات () ]

[ دوشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ ] [ محمود جانقربانی ]

[ نظرات () ]

 شعری که خودم سرودم

خان وگداورعیت برسر یک سفره اند

                           هیچ عجب نیست چون سفره ازآن رضاست


[ یکشنبه ۱٠ امرداد ۱۳۸٩ ] [ ۸:٢٩ ‎ب.ظ ] [ محمود جانقربانی ]

[ نظرات () ]

 

قسمت اول

Download

          play

قسمت دوم

Download

         play

[ یکشنبه ۱٠ امرداد ۱۳۸٩ ] [ ۸:۱٤ ‎ب.ظ ] [ محمود جانقربانی ]

[ نظرات () ]

نام: على.
کنیه: ابوالحسن (چون کنیه امام موسى کاظم (ع) نیز ابوالحسن است، به امام رضا(ع)ابوالحسن ثانى نیز گفته مى‏شود).
القاب: رضا، صابر، رضى، وفى، فاضل و صدیق
از میان لقب‏هاى فوق، «رضا» شهرت بیشترى دارد. علت این که آن حضرت را «رضا»نامیده‏اند، این است که پسندیده خدا در آسمان و مورد خشنودى رسول خدا(ص) و ائمه اطهار (ع) در زمین بوده و دوستان و دشمنان به اتفاق از وى خشنود و راضى بودند.
منصب: معصوم دهم و امام هشتم شیعیان.
همچنین به مدت سه سال ولیعهد مأمون عباسى بود.
تاریخ تولد: یازدهم ذیقعده سال 148 هجرى.
برخى مورخان تاریخ تولد آن حضرت را سال 151 هجرى و برخى دیگر سال 153 هجرى، پنج سال پس از وفات امام جعفر صادق(ع) دانسته‏اند.
محل تولد: مدینه مشرفه، در سرزمین حجاز (عربستان سعودى کنونى).
نسب پدرى: ابوالحسن، موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسین بن على‏بن ابى‏طالب(ع).
نام مادر: نجمه. نام‏هاى دیگرى نیز براى او نقل شده است؛ مانند: تکتم، اروى، سکن، ام البنین، شقرا، خیزران، سمانه، صقر و طاهره.
این بانوى فاضله که با تربیت حمیده -مادر امام موسى کاظم(ع)- به کمالات انسانى و اخلاق اسلامى دست یافته بود، بهترین زنان عصر خویش در تعقل، دیندارى و حیا بود.
مدت امامت: از زمان شهادت پدرش، امام موسى کاظم (ع)، در رجب سال 183، تا سال 203 هجرى، به مدت بیست سال. آن حضرت در سن 35 سالگى به امامت رسید.
تاریخ و سبب شهادت: آخر ماه صفر سال 203 هجرى به وسیله زهرى که مأمون عباسى در خراسان به آن‏حضرت خورانید. حضرت رضا (ع) در هنگام شهادتش، 55 ساله بود. برخى سال شهادت آن حضرت رإ؛ ح‏ح سال 205 و برخى 201 هجرى دانسته‏اند.
محل دفن: مشهد مقدس (در استان خراسان، در کشور ایران).
همسران: 1. سبیکه یا خیزران، مادر امام محمد تقى (ع). 2. ام حبیبه (دختر مأمون). و چند ام ولد.
فرزندان: 1. امام محمد تقى (ع) که پس از شهادت پدرش، در سن هفت سالگى به امامت رسید.
علماى شیعه ایشان را تنها فرزند امام رضا (ع) دانسته‏ اند؛ اما در برخى منابع، فرزندان دیگرى نیز براى آن حضرت ذکر شده است که عبارتند از: 2. ابو محمد حسن. 3. جعفر. 4. ابراهیم. 5. حسن. 6. عایشه. 7. فاطمه.


[ یکشنبه ۱٠ امرداد ۱۳۸٩ ] [ ٧:٠٤ ‎ب.ظ ] [ محمود جانقربانی ]

[ نظرات () ]

گاهی خیال میکنم از من بریده ای
بهتر ز من برای دلت برگزیده ای
از من عبور میکنی و دم نمیزنی
تنها دلم خوش است که شاید ندیده ای
یک روز میرسد که به آغوش گیرمت
هرگز بعید نیست خدا را چه دیده ای

[ دوشنبه ٤ امرداد ۱۳۸٩ ] [ ٧:۳٤ ‎ب.ظ ] [ محمود جانقربانی ]

[ نظرات () ]

ابزار هدایت به بالای صفحه