این روزها انتشار فیلم توهین آمیز به ساحت پیامبر اکرم (ص) در صدر اخبار جهان و کانادا قرار دارد. البته برای رسانه های سکولار نه خود فیلم بلکه حواشی و اعتراضات بعضا خشونت آمیزی که تنها در یکی از آنها سفیر آمریکا در لیبی به قتل رسید از اهمیت واقعی برخوردار است. اما انتشار این فیلم و حواشی آن هم زمان شده است با چند مسئله دیگر از جمله انتشار فیلم های نیمه عریان عروس فعلی ملکه انگلیس و ملکه احتمالی آینده انگلیس. در حالی که انتشار فیلم توهین آمیز با حمایت بسیاری از انجمن های به اصطلاح آزادی بیان و دفاع از حقوق بشر همراه شده است، امروز در اخبار خواندم که دادگاهی در فرانسه در پی شکایت خانواده سلطنتی انگلیس چاپ و نشر عکس های نیمه عریان عروس ملکه را ممنوع اعلام کرده است. در حالی که شبکه هایی مانند بی بی سی انگلیس و سی بی سی کانادا طی روزهای گذشته چندین مقاله و مصاحبه با سلمان رشدی داشته اند و در ضمن مصاحبه و مقالات منتشره، بی هیچ پرده پوشی و مستقیما از وی و عملکرد او در نشر کتاب آیات شیطانی حمایت تمام قد کرده اند و در مقابل فتوای حضرت امام (ره) را محکوم نموده اند. در حاشیه همین مسائل بود که در اخبار دو شب پیش شنیدم یکی از بازیکنان کوبایی یکی از تیم های بیس بال کانادا به دلیل نوشتن جمله ای که رسانه ها "شعار ضد هم جنس بازها" می نامند بر روی صورتش به سه جلسه محرومیت از مسابقات محکوم شد و پس از عذرخواهی رسمی مجبور به حضور در دو جلسه روان درمانی شده است!
 
با شنیدن این اخبار و کنار هم گذاشتن آنها اولین سوالی که برای هر خواننده پیش می آید این است که مفهوم آزادی بیان و ابراز عقیده در غرب چیست و حدود و مرزهای آن کدام است؟چگونه است که مثلا چاپ کاریکاتورهایی که به مقدسات جمعیت مسلمانان جهان توهین می کند در کشور فرانسه بی عیب است و نشانه آزادی بیان محسوب می شود ولی چاپ و نشر کاریکاتورها و مطالبی که در آنها به قربانیان هولوکاست توهین شود جرم تلقی می گردد؟ چرا چاپ برخی عکس های خصوصی ممنوع می شود ولی از انتشار برخی فیلم های توهین آمیز به مقدسات حمایت می شود؟ چرا تمسخر یک حقیقت تاریخی مثل هولوکاست جرم محسوب می شود اما بدترین و شنیع ترین توهین ها به یکی از بزرگ ترین شخصیت های تاریخ بشریت نشانه تمدن و آزادی بیان تلقی می گردد؟
 
برای جواب به این سوال ها خواننده باید بداند که دو نوع جواب می توان به این سوالات داد: یکی از وجه علمی و در قالب مباحث حقوقی و استدلال های منطقی است و دیگری از جنبه رسانه ای و قدرت. متاسفانه آنچه امروز بر دنیا حاکم است نه وجه اولی بلکه جنبه دوم است. یعنی مسئله این نیست که در دانشگاه های غربی و یا اساتید حقوق و تاریخ بخواهند یا بتوانند در این زمینه ها اظهار نظر کنند، بلکه سلطه و قدرت رسانه ای است که حرف اول و آخر را می زند.
 


ادامه مطلب

[ سه‌شنبه ٤ مهر ۱۳٩۱ ] [ ٩:٥۸ ‎ب.ظ ] [ محمود جانقربانی ]

[ نظرات () ]

ابزار هدایت به بالای صفحه