اشاره :

مؤمن از تمام اتفاق‌های عالم درس می‌گیرد و منتظر، از پدیده‌ها عبرت می‌آموزد. ماه مبارک رمضان نیز پدیده‌ای مبارک با درس‌های آموزنده فراوان است که می‌توان از آن، نکات راهبردی زیادی برای سلوک منتظرانه آموخت. چکامه ی زیر، به همین بهانه سامان یافته است.

 

برداشت اول

روزه‌داری که در ماه مبارک رمضان، روزه می‌گیرد، از ابتدای صبح، نگران است و منتظر. نگرانِ اینکه نکند روزه آن روز را به پایان نرساند و محروم از ثواب بی‌پایان و سزاوار عقاب دردناک ـ در صورت عصیان ـ گردد؛ و منتظر فرا رسیدن مغرب و ندای مؤذن و افطاری. آن نگرانی، موجب مراقبت بیشتر می‌شود و این انتظار، غنچه‌های شوق را لحظه به لحظه در روح او سبز می‌کند. شوق چشم به راهی برای فرا رسیدن مغرب و در انتظار مؤذن بودن، تنها از آنِ کسی است که خود را در دریای دشوار روزه‌داری، افکنده و امواج سهمگین نگرانی را به دوش کشیده و هر لحظه خود را نسبت به احکام و آداب روزه، رصد کرده است.

شوق انتظار ظهور نیز، تنها نصیب کسی می‌شود که تکلیف دشوار عصر غیبت را قبول کرده و نگران انجامِ دقیق آن باشد؛ آن وقت است که هر چه به وقت ظهور نزدیک می‌شود، عطش و شوق ظهور نیز در او افزونی می‌گیرد. ادعای اشتیاق ظهور امام زمان ـ ارواحنا له الفداء ـ بدون تن دادن به وظایف عصر غیبت، به همان اندازه دروغین است که ادعای انسان بی‌روزه، در مورد وقت افطار.


ادامه مطلب

[ دوشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩۳ ] [ ٢:٥٥ ‎ب.ظ ] [ محمود جانقربانی ]

[ نظرات () ]

شعبان فرا می رسید، همه خودشان را برای جشن های اعیاد مذکور آماده می کردند تا در نهم ربیع الاول و نیمه ی شعبان، به اوج جشن و سرور و شادمانی خودشان برسند. ما هم به تبع جامه ای که در آن زندگی می کردیم، منتظر بودیم که این روزها فرا برسد تا همرنگ و هم صدا با دیگر محبّان اهل بیت(علیهم السلام)، کوچه ها را چراغانی کنیم، حجله ی امام زمان برپا کنیم، در جشن هایی که مولودی خوانده می شد شرکت کنیم و شاد باشیم از اینکه در جشن تولد و آغاز امامت اماممان شرکت کرده ایم.
در سال های اخیر به خاطر رغبت فراوان و احساس مسئولیت نسبت به اینکه من هم باید برای امامم کاری انجام بدهم و دستی بر آتش داشته باشم، با چند نفر از دوستانم در هیئت متوسلین به حضرت فاطمۀ الزهرا (سلام الله علیها) هر سال در حیاط مسجد جامع حجله ی امام زمان برپا می کردیم، برای طرح سیصد و سیزده هزار صلوات ثبت نام می کردیم، اطراف مسجد را آزین بندی می کردیم و برای شب میلاد و آغاز امامت ، سخنران و مداح دعوت می کردیم. در پایان مراسم هم به همه شربت و شیرینی تعارف می کردیم و می گفتیم الحمدلله که امسال هم جشن با شکوهی برپا شد و به اصطلاح در حریم اهل بیت (علیهم السلام) آبروداری کردیم.

ادامه مطلب

[ پنجشنبه ٢٦ تیر ۱۳٩۳ ] [ ۳:٠٦ ‎ب.ظ ] [ محمود جانقربانی ]

[ نظرات () ]

زندگی نامه و مشخصات کامل امام زمان (ع)

ولادت حضرت مهدی صاحب الزمان ( ع ) در شب جمعه نیمه شعبان سال ۲۵۵یا ۲۵۶هجری بود پس از اینکه دو قرن و اندی از هجرت پیامبر ( ص ) گذشت ، و امامت ...


ولادت
ولادت حضرت مهدی صاحب الزمان ( ع ) در شب جمعه ، نیمه شعبان سال ۲۵۵یا ۲۵۶هجری بود پس از اینکه دو قرن و اندی از هجرت پیامبر ( ص ) گذشت ، و امامت به امام دهم حضرت هادی ( ع ) و امام یازدهم حضرت عسکری ( ع ) رسید ، کم کم در بین فرمانروایان و دستگاه حکومت جبار ، نگرانی هایی پدید آمد . علت آن اخبار و احادیثی بود که در آنها نقل شده بود : از امام حسن عسکری ( ع ) فرزندی  تولد خواهد یافت که تخت و کاخ جباران و ستمگران را واژگون خواهد کرد و عدل و داد را جانشین ظلم و ستم ستمگران خواهد نمود . در احادیثی که بخصوص از پیغمبر ( ص ) رسیده بود ، این مطلب زیاد گفته شده و به گوش زمامداران رسیده بود   در این زمان یعنی هنگام تولد حضرت مهدی ( ع ) ، معتصم عباسی  ، هشتمین خلیفه عباسی   ، که حکومتش از سال ۲۱۸هجری آغاز شد ، سامرا ، شهر نوساخته را مرکز حکومت عباسی   قرار داد این اندیشه – که ظهور مصلحی پایه های حکومت ستمکاران را متزلزل می نماید و باید از تولد نوزادان جلوگیری کرد ، و حتی مادران بیگناه را کشت ، و یا قابله هایی را پنهانی به خانه ها فرستاد تا از زنان باردار خبر دهند – در تاریخ نظایری دارد . در زمان حضرت ابراهیم ( ع ) نمرود چنین کرد . در زمان حضرت موسی ( ع ) فرعون نیز به همین روش عمل نمود . ولی خدا نخواست . همواره ستمگران می خواهند مشعل حق را خاموش کنند ، غافل از آنکه ، خداوند نور خود را تمام و کامل می کند ، اگر چه کافران و ستمگران نخواهند در مورد نوزاد مبارک قدم حضرت امام حسن عسکری ( ع ) نیز داستان تاریخ به گونه ای   شگفت انگیز و معجزه آسا تکرار شد   امام دهم بیست سال – در شهر سامرا – تحت نظر و مراقبت بود ، و سپس امام یازدهم ( ع ) نیز در آنجا زیر نظر و نگهبانی حکومت به سر می برد به هنگامی که ولادت ، این اختر تابناک ، حضرت مهدی ( ع ) ، نزدیک گشت ، و خطر او در نظر جباران قوت گرفت ، در صدد بر آمدند تا از پدید آمدن این نوزاد جلوگیری کنند ، و اگر پدید آمد و بدین جهان پای  نهاد ، او را از میان بردارند   بدین علت بود که چگونگی احوال مهدی   ، دوران حمل و سپس تولد او ، همه و همه ، از مردم نهان داشته می شد ، جز چند تن معدود از نزدیکان ، یا شاگردان و اصحاب خاص امام حسن عسکری ( ع ) کسی او را نمی دید . آنان نیز مهدی  را گاه بگاه می دیدند ، نه همیشه و به صورت عادی


ادامه مطلب

[ شنبه ٢۱ تیر ۱۳٩۳ ] [ ٢:٥۳ ‎ب.ظ ] [ محمود جانقربانی ]

[ نظرات () ]

امام زمان (عج) در صحیفه ی سجادیه
 


مقدمه

یکی از افتخارات شیعه داشتن گنجینه ای از نیایش ها و مناجات است که از امام سجاد(ع) چهارمین پیشوای شیعیان، برجای مانده است.
مجموعه ی با عظمت صحیفه ی سجادیه دارای سلسله مفاهیم بلند و معارف ناب دینی است که در قالب دعا و نیاش به طرز خارق العاده ای بیان شده است. این ساختار در حالی که قالب نیایش را حفظ کرده. مجموعه ای وسیع از مباحث اعتقادی شیعی را شامل مباحث عرفانی، اخلاقی، تربیتی، اجتماعی و سیاسی، آموزش داده، یا تقویت می کند. بی شک خلق چنین اثری جز از طریق ارتباط با مصدر لایتناهی الهی ممکن نیست و بدون تردید این خود از مصادیق حقانیت و شایستگی بی بدیل صاحب این سخنان حکایت دارد.
از میان پنجاه و چهار دعای این کتاب شریف، دعای 47 و 48، اشاره ای به مهدویت و مباحث مرتبط به زمانه ی ظهور و موضوع انتظار دارد که در ذیل به آن اشاره شده است.

1. در باب وجود امام و حجت الهی در هر زمان و روزگاری

اللَّهُمَّ إِنَّکَ أَیَّدْتَ دِینَکَ فِی کُلِّ أَوَانٍ بِإِمَامٍ أَقَمْتَهُ عَلَماً لِعِبَادِکَ، وَ مَنَاراً فِی بِلَادِکَ بَعْدَ أَنْ وَصَلْتَ حَبْلَهُ بِحَبْلِکَ، وَ جَعَلْتَهُ الذَّرِیعَةَ إِلَى رِضْوَانِکَ، وَ افْتَرَضْتَ طَاعَتَهُ، وَ حَذَّرْتَ مَعْصِیَتَهُ، وَ أَمَرْتَ بِامْتِثَالِ أَوَامِرِهِ، وَ الِانْتِهَاءِ عِنْدَ نَهْیِهِ، وَ أَلَّا یَتَقَدَّمَهُ مُتَقَدِّمٌ، وَ لَا یَتَأَخَّرَ عَنْهُ مُتَأَخِّرٌ فَهُوَ عِصْمَةُ اللَّائِذِینَ، وَ کَهْفُ الْمُؤْمِنِینَ وَ عُرْوَةُ الْمُتَمَسِّکِینَ، وَ بَهَاءُ الْعَالَمِینَ.
بار خدایا تو دین خود (اسلام) را در هر زمان و روزگاری به وسیله امام و پیشوایی (یکی از ائمه معصومین(ع)) که او را برای (گمراهان) بندگانت علامت(راهنما) و در شهرهایت نشانه (راه حق) بر پا داشته ای، تأیید و کمک کرده ای پس از آنکه پیمان (دوستی) آن امام را به پیمان (بدوستی) خود پیوسته، و او را سبب خوشنودی (افاضه رحمت) خویش گردانیده ای، و طاعت و فرمانبری از او را واجب نموده، و از فرمان نبردن از او ترسانیده ای، و بفرمانبری فرمان هایش، و باز ایستادن از نهی و بازداشتنش، و بهاین که کسی از او پیشی نگیرد( جز پیروی از فرمان او از پیش خود کاری نکند) و از او واپس نماند ( خلاف فرمانش قدمی بر ندارد) فرمان داده ای، پس او است نگهدار پناهندگان (بخود از واقع شدن در یکی از دو طرف افراط و تفریط) و پناه اهل ایمان ( در رهایی از تاریکی های نادانی و شبهات) و دستاویز چنگ زدگان ( از کیفرها) و جمال و نیکویی جهانیان (زیرا به راهنمایی و روش او ترازوی عدل و داد در بین مردم بر اثر می گردد.»)

ادامه مطلب

[ چهارشنبه ۱۸ تیر ۱۳٩۳ ] [ ٢:٢٥ ‎ب.ظ ] [ محمود جانقربانی ]

[ نظرات () ]

برای مشخص شدن پاسخ، نیاز به بیان مقدمه ای است . از دو دسته آیات قرآن، می توان برای وجود حضرت ولی عصر (عج) و ظهور آن حضرت استفاده نمود: البته باید دانست که قرآن به صورت کلی سخن می گوید و برای تشریح و تفسیر آن باید به سراغ آگاهان از حقایق قرآنی ـ معصومین (ع) ـ رفت که «الراسخون فی العلم» (آل عمران7) هستند. به عبارت دیگر، وظیفه و مسئولیت روشنگری و بیان مقصود آیات قرآن به حجت های الهی واگذار شده است. (حدیث ثقلین، مستدرک حاکم، ج 3 ، ص 148، طبع داردالمعرفه، بیروت)
از دو دسته آیات قرآن، می توان برای وجود حضرت ولی عصر (عج) و ظهور آن حضرت استفاده نمود:
1 ـ آیاتی که ضرورت وجود حجت الهی را در زمین بیان می کنند.:
از نظر قرآن کریم، در طول تاریخ زندگی بشر، هیچ گاه زمین از حجت خدا خالی نبوده و خداوند برای هر امتی فردی مناسب را برگزیده تا انسان ها را در راه رسیدن به کمال مطلوب رهنمون باشند؛ چنان که خداوند سبحان فرمود: «إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ ۖ وَلِکُلِّ قَوْمٍ هَادٍ» (به درستی که تو بیم دهنده ای و برای هر جامعه راهنمایی هست. رعد/7)
پس همواره یک بیم دهنده و هدایتگر در جوامع انسانی حضور دارد که از جانب خدا برگزیده شده است. امام صادق(ع) در تفسیر آیه یاد شده فرمود: «در هر زمانی امامی از خاندان ما وجود دارد که مردم را به آنچه رسول الله آورده (دین اسلام) هدایت می کند». («و فی کل زمان امام منا یهدیهم الی ما جاء به رسول الله (ص) » (مجلسی، بحارالانوار، ج 23 ، ص 5)
از مجموع این آیه و روایت، ضرورت وجود حجت الهی به عنوان هدایت گر در هر عصر، به خوبی فهمیده می شود.


ادامه مطلب

[ یکشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩۳ ] [ ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ ] [ محمود جانقربانی ]

[ نظرات () ]

همانند بودن صحابه ی دو انقلاب: عاشورا و عصر ظهور


عاشورا، عظیم ترین، حماسی ترین و ناب ترین انقلاب در تاریخ اسلام است و انقلاب عصر ظهور، کامل ترین و آخرین انقلاب در تاریخ انسان.
انقلاب دوم- عصر ظهور- تداوم انقلاب عاشورا است؛ انقلابی ستم ستیز، عدالت خواه، آزادی بخش، انقلابی برای نشر معروف، ‌زدودن لایه های جاهلیت و معرفی اسلام در شکلی نو، شفاف و شسته از غبارهای تحریف و انحراف و فریب.
امام باقر (علیه السّلام) در توصیف قیام امام موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) گفته است:
یَهدِمُ ما کَانَ قَبلَهُ کَما هَدَمَ رَسولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله و سلم) اَمْرَ الجاهِلیَّةِ وَ یَسْتَأنِفُ الإسلامَ جَدیداً(1)؛
حضرت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هر آنچه را پیش از او بوده، فرو می ریزد؛ آن گونه که پیامبر خدا امور جاهلیت را در هم ریخت و اسلامی تازه را آغاز خواهد کرد.
اگر انقلابِ موعود، پیوند و همسانی و یگانگی با انقلاب کربلا می یابد و چشمه سار زلال این خیزش، از آن سرزمین عطش زده سیراب می شود، بی تردید شباهتی میان همه ی عناصر این دو انقلاب می توان یافت. در دعای ندبه، مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) «طالبِ »خون کشته شده ی کربلا معرفی می شود.
در حدیث معراج، خداوند پس از بیان شهادت امام حسین (علیه السّلام) به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
ثُمَّ اُخرِجُ مِنْ صُلبِه ذَکَراً اَنتَصِرُ لَهُ بِهِ... یَمْلاُ الأَرضَ بِالعَدلِ وَ یُطَبِّقُها بالقِسطِ یَسیرُ مَعَهُ الرُّعبُ یَقْتُلُ حَتی یُشَکَّ فِیهِ(2).
آن گاه از نسل او[ امام حسین (علیه السّلام)] مردی را برمی انگیزم، که انتقام خون او باز ستاند. زمین را از عدالت و قسط سرشار سازد. ترس و رعب در قلب ستم گران همپای او پیش رود و آن گونه بیدادگران را بکشد، که برخی در او شک و تردید کنند.

ویژگی های مشترک یاران دو حادثه

1.بصیرت و بینش

بینش، نگاه همه جانبه، دقیق و عمیق است؛ نگاهی که از لایه های بیرونی بگذرد، به درون راه یابد،‌ آن سوی حادثه ها را بکاود و به فرایند متناسب برسد. بصیرت در عرصه ی زندگی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، آن چنان عنصر مهم و تعیین کننده ای است که امیرالمؤمنین علی (علیه السّلام) آن را سلاح کارآی خویش در هنگامه ی هجوم دشمن و خیزش خطر دانسته است.


ادامه مطلب

[ سه‌شنبه ۱٠ تیر ۱۳٩۳ ] [ ۱:٤٧ ‎ب.ظ ] [ محمود جانقربانی ]

[ نظرات () ]

یکی از ادله عقلی که درباره نبوت و پس از آن یعنی امامت و حتی در زمان غیبت طرح می‌شود، فرضی است که می گوید: خدایی که ما را آفریده است و به‌طور یقین از این آفرینش هم هدف مشخصی داشته ، لازم است که راهنما و حجتی عینی هم برای بشر در طول تاریخ قرار دهد تا هم راهنمای پیمودن راه حق باشد و هم پیشرو و الگو و مظهر حاکمیت مطلقه الهی در روی زمین.

امام رضا(ع) در بیانی شیوا درباره دلیل وجود ولی‌امر در هر دوره‌ای می‌فرمایند: «هیچ گروه یا ملتی را نیافتیم که بتواند به حیات و بقای خود ادامه دهد، مگر با وجود یک سرپرست؛ زیرا مردم به‌ناچار به‌وجود سرپرستی که کارهای دنیا و آخرت آنان را تنظیم کند، نیاز دارند. بنابراین هرگز در حکمت خدای حکیم نمی‌گنجد که خلق را از آنچه می‌داند و به آن نیاز دارند، محروم کند.»1

 

ولی فقیه؛ آخرین حلقه زنجیره ولایت

در بحث ولایت‌فقیه همین استدلال و حجت مطرح است؛ چراکه در عصر غیبت براساس حکمت الهی، آن‌گونه نیست که مردم بدون مأمن و مأوا و حجت و حاکم رها شده باشند.

نکته مهم این است که چنگ‌زدن به زنجیره ولایت، تنها راه نجات‌بخش انسان است. بسیاری به خدای یگانه ایمان دارند، اما باز از این رشته نجات بی‌بهره‌اند؛ چراکه ولایت خاتم‌الانبیا‌ را نپذیرفته‌اند و بسیاری دیگر هم بهره‌ای از این نجات و سرپرستی خدای‌تعالی نبرده‌اند؛ چون ولایت علی‌ابن‌ابیطالب(ع) را نپذیرفته‌اند و بسیاری هم در فرزندان ایشان متوقف شده‌اند و اعتقاد به همه ائمه اثنی‌عشری ندارند که ایشان هم از نجات و سعادت بی‌بهره‌اند و دستگیره‌ای برای رهایی از آتش و عذاب ندارند.

خصوصیت این زنجیره ولایت آن است که هر چه پیش‌تر می‌روی، دستگیری به حلقه‌های بعدی مشکل‌تر می‌شود و در این امتحان الهی فقط مؤمنان واقعی موفق هستند و بد به‌حال کسانی که دم از ظهور حضرت مهدی(عج) بزنند و در نزد ایشان رو‌سیاه باشند و بهره‌ای از دستگیری ایشان نبرده باشند و بنابر آنچه گفته شد، امروز فقط به‌وسیله شخص ولی‌فقیه و اطاعت از اوست که این دستگیری حاصل خواهد شد.

 


ادامه مطلب

[ دوشنبه ٢ تیر ۱۳٩۳ ] [ ٤:٠٢ ‎ب.ظ ] [ محمود جانقربانی ]

[ نظرات () ]

ابزار هدایت به بالای صفحه