بیش از چهل منبع مختلف اهل سنت تصریح کرده‌اند که این آیه در شأن علی (ع) و فاطمه(ع) و حسنین (علیهم السلام) نازل شده است (برای نمونه نک: واحدی، ص ۹۱؛ حبری، ۱۴۰۸ق، ص ۲۴۷ و ۲۴۸؛ حسکانی، ۱۴۱۱ق، ج ۱، ص ۱۵۶ و برای آگاهی بیشتر نک: شرف الدین، ص ۴۴ – ۴۶). از این روی عموم مفسران، محدثان و مورخان، این آیه را فضیلتی بزرگ برای اهل بیت (ع) شمرده‌اند (برای نمونه: آلوسی، ۱۴۱۴ق، ج ۳ ، ص ۳۰۱ ؛ گنجی، ص ۱۴۲ – ۱۴۴؛ مفید، الارشاد، ج ۱، ص ۱۷۰). زمخشری و بیضاوی در ذیل این آیه به همراه آمدن عزیزترین و نزدیکترین اشخاص پیامبر (صلی الله علیه واله) با ایشان اشاره کرده و این واقعه را محکم‌ترین دلیل بر فضل اصحاب کساء می‌شمرند (زمخشری، ۱۴۱۵ق، الکشاف، ج ۱، ص ۳۷۰؛ بیضاوی، ۱۴۱۰، ج ۱، ص ۲۶۰ و ۲۶۱). ابن حجر و دیگران از تمسک علی (ع) به این آیه برای اثبات فضل خویش در جلسۀ انتخاب عثمان به خلافت و اذعان همۀ حاضران به آن خبر داده اند (ابن حجر، ص ۹۳؛ بحرانی، ۱۴۱۵ق، ج ۱، ص ۶۳۱). قندوزی در روایتی از پیامبر (صلی الله علیه واله) نقل می‌کند : «خداوند مرا دستور داده به همراه این چند نفر که افضل مخلوقاتند به مباهله برخواسته و او به وسیله آنان مرا بر یهود و نصاری پیروز گردانید و اگر خداوند بندگانی برتر از آنها داشت مرا دستور به همراه آوردن آنان می‌داد.» (قندوزی، ۱۴۱۶ق، ج ۲ ، ص ۲۶۶). آلوسی، روایت ضعیفی را که همراهان پیامبر (صلی الله علیه واله ) را ابوبکر و عمر و عثمان و فرزندانشان می‌شمرد خلاف نظر جمهور مسلمانان دانسته و پس از نقل سخن گروهی که این آیه را فضیلتی برای اهل بیت نشمرده‌اند آن را نوعی هذیان‌گویی توصیف می‌کند (آلوسی، ۱۴۱۴ق، ج ۳ ، ص ۳۰۳). رشیدرضا و ابن‌عاشور به طرح این اشکال پرداخته‌اند که زنان و کودکان نجرانیان در مباهله با ایشان نبودند و لذا پیامبر نیز دلیلی نداشته که زنان و فرزندانش را با خود ببرد و بنابراین تطبیق این آیه بر خصوص امام علی (علیه السلام)، حضرت فاطمه (علیها السلام) و حسنین (علیهما السلام) قطعی نیست؛ اما سرانجام بر اساس اجماع روایات معترفند که هیچ کس جز علی و فاطمه و حسنین (علیهم السلام) در مباهله شرکت نداشته است (رشیدرضا، ج ۳ ، ص ۳۲۲ و ۳۲۳؛ ابن عاشور، ج ۳، ص ۲۶۵ و ۲۶۶). گر چه اثبات همراه بودن زنان و فرزندان پیامبر با ایشان منوط به همراهی زنان و فرزندان مسیحیان با ایشان نمی‌باشد، با این حال لازم به ذکر است که برخی از گزارش‌ها از حضور دختران و پسران مسیحیان نجران در مباهله خبر داده‌اند (یعقوبی ، ۱۴۱۵ق، ج ۲ ، ص ۸۲ ؛ مجلسی، ۱۹۸۳م، ج ۲۱، ص ۳۲۱).
برخی در تطبیق تعابیر «ابنائنا» و «نسائنا» و «انفسنا» بر حسنین و فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و امام علی (علیه السلام) چنین اشکال کرده‌اند که این تعابیر به صورت جمع آمده‌اند و جمع در زبان عربی شامل بیش از دو نفر می‌شود؛ در حالی که «ابنائنا» تنها شامل دو نفر و دو تعبیر دیگر تنها شامل یک نفر است و این از جهت قواعد زبان عربی درست نیست. در پاسخ به این اعتراض گفته‌اند که سبک بیان قرآن معمولا چنین است که مطالب خود را به صورت گزاره‌های کلی و عمومی بیان می‌کند و شأن نزول است که مصداق این گزاره را برای ما روشن می‌سازد و این سبک در آیات متعدد دیگری در قرآن نیز بکار رفته که در آن جا نیز به اتفاق همه مفسران در شأن یک نفر مشخص است، اما تعبیر قرآن به صیغه جمع آمده است (برای نمونه نک: مجادله ۵۸/ ، ۲ و ۳؛ آل عمران ۳/، ۱۸۱ و ۱۷۳؛ بقره ۲/، ۲۱۹). به عبارت دیگر خداوند در بیانی کلی به پیامبر می‌گوید که فرزندان و زنان و جان خود را در مباهله همراه خودکن و پیامبر نیز در تطبیق فرمان خداوند تنها دختر و داماد و فرزندانشان را با خود همراه ساخت. بنابراین فضیلت این اشخاص از گزینش آنها توسط پیامبر (صلی الله علیه واله) از میان زنان و فرزندان و پیروانشان برای انجام این امر ثابت می‌شود و عموم مفسران و مورخان در این اتفاق نظر دارند که تنها این چهار نفر به همراه پیامبر بوده‌اند (طباطبایی، ۱۴۱۷، ج ۳ ، ص ۲۵۸ ؛ فض الله، ۱۴۱۹ق، ج ۶، ص ۷۰).
متکلمان شیعه افزون بر فضیلت اهل‌بیت به افضلیت آنها بر همه آفریده‌ها به جز پیامبر اسلام باور داشته و نیاز پیامبر به این چهار تن را در مباهله، دلیل بر آن شمرده‌اند (سیوری، ۱۳۷۰ش، ص ۵۰). شیخ طوسی در این باره می‌گوید: از آن جا که مباهله برای تمییز حق از باطل صورت گرفته پس الزاما شرکت کنندگان آن در جبهه حق باید معصوم و بهترین مردمان نزد خداوند باشند (طوسی، ج ۲ ، ص ۴۸۵). در فقره پایانی آیه مباهله، لعنت خدا شامل دروغگویان شده است: «فنجعل لعنة الله علی الکاذبین». علامه طباطبایی از تعبیر «کاذبین» به صورت صیغۀ جمع چنین برداشت می‌کند که مجموعه افراد همراه با پیامبر در انجام مباهله، شریک و همسان وی بوده‌اند؛ بنابراین آنان نیز باید در موضوع مورد اختلاف که دعوت به اسلام است، شریک یکدیگر باشند؛ زیرا اسناد دروغ به خویشاوندانی که تنها رابطه خویشی با انسان دارند و خود در موضوع مورد مباهله دخالتی ندارند، نادرست است و شمول لعنت و عذاب خدا بر آنها در صورت دروغگویی، بی آن که اساسا دخالتی در دعوت به اسلام داشته باشند، بر خلاف عدالت خداوند است. نتیجه این استدلال آن است که اهل بیت پیامبر در اصل دعوت و تبلیغ آیین اسلام، نقش و جایگاهی ویژه دارند و آئین اسلام با تلاش‌های مشترک پیامبر و ایشان استوار و قائم گشت. (نک: طباطبایی، ۱۴۱۷ق، ج ۳ ، ص ۲۵۹ – ۲۶۲) البته مشارکت اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه واله) در وظیفۀ تبلیغ رسالت به معنای مشارکت آنها در نبوت پیامبر (صلی الله علیه واله) نیست (همو، ج ۳ ، ص ۲۶۲).

[ یکشنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٦ ] [ ٧:٠٥ ‎ق.ظ ] [ محمود جانقربانی ]

[ نظرات () ]

ابزار هدایت به بالای صفحه