عطش

 خود را به کناره ها کشاند ، بی تاب بود ،  بی تابی را می شد از حالت لبانش فهمید ، گویی می خواست چیزی را بفهماند، ناگهان بیرون پریدسراسیمه به سمتش دوید و  او را به آب رساند. باز بیرون پرید چند باری این عمل را تکرار کرد ، او نیز هربار او را از روی زمین به قصد رساندن به آب  بر می داشت ، اما بار آخری که این کا ر راکرد تلزی کنان در میان دستانش جان داد ، با دیدن این صحنه اضطرابی در دلش افتاد، در فکر بود که ناگهان نوایی از گوشه پنجره نیمه باز اضطرابش را بیشتر کرد ، کنار پنجره رفت نگاهی به خیابان انداخت ، صدای دسته عزاداران بود ، آن وقت بود که تازه یادش آمد روز تاسوعاست ، دسته عزاداران  حرکت  می کرد ، و او همانگونه که به ماهی خیره شده بود بادیده ای  گریان زیر لب با دسته عزاداران هم نوا شد                                                                                             

                                   ای عمو آب چه شد دره نایاب چه شد ...

/ 2 نظر / 18 بازدید
شريعت نبوي

سلام بر سقای تشنه لبان حضرت عباس(س) سلام خوبي با مطلب جديدي با عنوان" فاصله اسلام تا ایمان" بروزم. منتظر نظرات سازنده تان هستمم. يا علي

شريعت نبوي

سلام خوبي عید نیمه شعبان رو بهتون تبریک می گم. با مطالب جديدي بروزم. "فضیلت انتظار فرج" "گل نرگس آبروی دو عالم " "ایمان واقعى و ایمان سطحی" منتظر نظرات سازنده تان هستم. امیدوارم زمینه ساز ظهور حضرت مهدی(عج)باشیم. يا علي